نه!
فراموش نمی کنم تو را
و روز های تنگ تنگنا را
و چشمهای استثنایی و دلکشی را که نگاهش نوازش سرنوشت من است.
ثانیه هایم بیمار تو اند.
بیمار خلوص روزهای پیش از این.
من امروز نه شاکی ...نه ناراحت...و نه دلزده ام از جفتک های نا جوانمردانه ی دنیا!
اما سر ریز از هوای پر خلا
نفس کم آورده ام...!
کم دارمت ...
و هیچ احوالی کشنده تر از این نیست.
بودنت مراد مرید مریض احوال همیشه بد قولی ست که منم...
حاجت همه تویی...احتیاج از تو غناست...
و من چند بار دیگر باید به تو برسم تا همیشگی شوی برایم...؟
دلم دلواپس دلهره های بی دلیل این روز هاست...
حواسم پرت دنیاست...
و تو بهتر از من این روزهایم را می دانی
دنیا را فراوان از من بگیر
من ای کاشم است
آن باطل کیش بیهوده اندیش بی فایده ی نا خوش از خویشی که کور می شود از ندیدنت نباشم!
من حلاوت روز های محبوب گذشته را که محال است رحلت شان از خاطراتم، مدیون اقیانوس کبیر رحمت تو هستم.
این حلاوت را به شیوه ای که تنها خودت می دانی جاویدان و همیشگی ساز.
از من بگذر اگر روزهایی این چنین در کارنامه ام خاکستری میشود بی تو..
تو بهتر از من می دانی مرا...
و من امروز ودیروز و چند روز دلگیر و ابری دفتر نفس کشیدنم را به دستهای زرین تو وا میگذارم...
بی تو باور دارم...
دروغ محض است رویا...
افسانه است عشق...
و خرافات است محبت ....
امروز رویایم کهیر زده از بی تویی...و دهان محبت هایم کویر گونه خشک است!
به تو تحویل می دهم...
رویایم را...عشقم را ...محبتم را
با تکیه بر یگانگی ات ...
و به پشتوانه ی عظمتی که بارها و بارها به چشم قلب رویتش کردم....
مطمئنم که کویر رویای من روزی جلگه ای حاصلخیز می شود....
دیگران که دیگران اند و حالشان پوشیده ست بر من!
اما به حرمت رحمانیتی که تک تک سلول هایم از تو لمس کرد
بر من یکی که حرام است اگر روزی بیندیشم
بی تو کاری ساخته است از من...
حرام است که نا امید شوم...
و حرام است که دل ببرم....
برایم بخواه که از دین مهربانی هایت خارج شوم، گرچه
هر چه قدر هم که خوب می شوم محوترم مقابل خوبی های پر رنگت!
عزیزی یگانه ی من!
عزیزی تو...
و باورم به تو صد چندان تر از قبل است.
میان آغوش بی مثالت.
محکم تر از همیشه فشارم بده !
که بی هرم این آغوش گرمای تصنعی هیچ آغوش دنیایی و خامی برایم شیرین نیست!
_____________________________________________________________________
1-دلتنگتم خدا...خبر دلمو که داری؟گناه کردنم از روی بی تو بودنه..چشماتو روم ببند وقت هایی که بدم...مثل همیشه!
2-دلتنگ خودمم ...خودم کمی قبلتر از این
3-دلتنگ رویای معطر و مهربانم هستم ...دلتنگ خوب بودنم...دلتنگ مشغله...دلتنگ خستگی...دلتنگ جنگیدن...دلتنگ هدف!اووووووووف که چه قدر دلم تنگه...
امروز اطمینانی از خدا روی قلبم نقاشی شده که برای همه تون آرزو دارمش...حال و هوای دلم از طرح زرین این نقاشی ...شبیه احوالات بچگی مونه!خوب و نایاب!
من شاید خیلی فقیر و بی چیزم...کیش و ماتم در برابر دنیا
اما پشتم اونقدری گرم هست که برنده من باشم و نه دنیا!
(گفتم پشتم گرمه یاد نوه ی عمو یادگار افتادم...
)
چه قدر که حرف زدم من!
دعا کنیم برای هم